تبليغاتX
غرغرستان - بابا، عذاب وجدان!
بابا، عذاب وجدان! چهارشنبه سی ام خرداد 1386 23:28

    دزد، آی دزد، مرتیکه... ی ... ی...، (وکلی مطالب جالب دیگه به فامیل دزد بنده خدا دایورت میشه!) وایسا، بیچاره شدم... برد، زندگیمو........... کات.

    چند وقتیه عذاب وجدان گرفتم، اما خداییش کاری نمی تونم بکنم. از چی؟! از دزدی، داریم راست راست حق ملت رو میخوریم، یه آبم روش، عین خیالمون هم نیست، تازه آخرش هم دودش میره تو چشم خودمون.

     ابن همه برنامه ی خدا دلاری رو مفت،( مفت که نه، بعضی وقتا پول CD خامش رو میدیم!) گزوشتیم رو کامپیوتر، انگار نه انگار، دست خودمونم نیست شاید، همینجوری الکی خودش مجانی پیداش میشه و بقول اصفهانی ها، مفت باشه، کوفت باشه!

    حالا چه خبر شده؟! من چن وقت پیش در طی یک تصمیم بسیار خفن و خانمان برانداز!، بر آن شدم که از دیار کفر مقادیری CD آموزشی خریده و مثل پسرهای خوب نشسته و اونا رو یاد بگیرم، بعد از طی تحقیقاتب پیرامون خرید اینترنتی و کارت اعتباری و یافت کردن انواع فک و فامیل و گذاشتن مناقصه بین آنها تا کدامین زودتر این عزیزان را برایمان پست کنند، ... یک خواب پلیدانه در وجودم جاری شد، که مگه مغز خر خوردی بری شونصد دلاز پول بدی و یعد التماس ارتجاع این و اون که برات بیارنش، این عزیزان رو کش برو، و همون موقع رگ ایرانیمون بلقی زد بیرون و شروع کردیم به عمل قبیح دزدی، اونم از روی یکی از اختراعات خود همین غربیها، یعنی اینترنت،... نمی دونم چی شد که به طرفه العینی شیش هفت تا از همون CD ها رفت تو ارشیو من با هزینه ی 1250 ریال وجه رایج مملکت اسلامی!

     چند وقته که عذاب وجدان گرفتم، اونم از نوع ایرانیش، یعنی این آقا خوبه میاد روی شونه سمت راستم میگه، مصطفی، تو چرا دزدی کردی، تو پسر بدی هستی و در آتش جهنم میسوزی، بعد این سمت چپیه میپره بیرون میگه، بی خیال بابا، این همه برنامه دزدی همه ملت به طور انبوه و فله ای میریزن تو CD بعد طی فرایندی میکننش تو پاچه مردم، این که دیگه چیزی نیست، در ضمن سیصد چار صد دلار هم بیشتر نشده که، ..... بعد طی جلسه ای بین این سمت راستیه و سمت چپیه این میشه که به نیابت از شرکت تولید کننده، برو صد تومن بنداز صندوق صدقات!!!!

حالا شما خودتون پیدا کنید پرتقال فروش را !!

ته نوشت!

   خیلی خیلی ممنون از توجه دوستان مهربانم مخصوصا برادرانم...و...و...و...و... و خواهرانم...و...و...و... و دوستانی که جای سروری دارند...و....و....و... و دشمنانم! و دوستان جدیدی که دلشون غرغر شنیدن میخواسته و به این غرغر خونه ی من قدم رنجه گذاشتند،...

آقایون و بانوان محترم و محترمه! من ایران هستم و به شغل شریف انیمیشن پرانی مشغولم ( این دو کلمه از تلفیق نا خداگاه انمیشن سازی و مگس پرانی تشکیل یافته، چون حقیقتا در اینجا انمیشن صنعت به حساب نمیاد و غازضه ی جالب اون هم این میشه که مگسها به صورت دسته دسته برای بیکار نذاشتن انیماتورها استخدام میشن!) همچنین مشغول تحصیل در دانشگاه نیز اگر خدا قبول کند! هستم... چن ساله که مثلا می خوام برای ادامه تحصیل به دیار مالزی سفر کنم، تا الانم قیافم مثل مالزی شده بس که مالزی مالزی میکنم، هدفم هم از رفتن به آن غربت کده، تحصیل در زمینه ی همین مگس پرانی خودم است، ان شاا... پس از اتمام تحصیل در ایران، راهی آن سرزمین جاوید خواهم شد.

نوشته شده توسط مصطفی  | لینک ثابت |