سلام به همه ي دوستان عزيزم...
بايد مينوشتم، مطالبي هم در ذهنم بود و هست که براي نوشتن اونها اولويتهايي هم در نظر گرفته بودم، اما بخاطر پست قبل که مربوط به کارگاهها ميشد، کمي بيشتر دست از نوشتن پست جديد نگه داشتم، چون از تعدادي از وبلاگها و دوستاني که سر زدم، جوابي نرسيد، و براي سوال دوستان در اين زمينه، نمي خواستم که با گذاشتن پست جديد از اهميت اون کم بشه، بهر حال هنوز پست قبلي به قوت خودش باقيه و هر کي سوالي در موردش داره مي تونه بپرسه، نمونه ي اصلي پوستر هم موجود هست، هم از من مي تونيد بگيريد، هم از حوزه ي هنري اصفهان هم من يه تعدادي به صدا وسيماي اصفهان (پل خواجو) دادم، اگر گذرتون خورد، ممکنه نصب کرده باشند، از خودشون پي گيري کنيد، در ضمن اين پوستر به طور وحشتناکي تند آماده شد، براي همين از کيفيت تصويري خوبي بر خوردار نيست، ولي به انداز ي کافي، به نظر من، گويا هست...
مطلب جديدي که مي خواهم در موردش بنويسم، مقاله اي تخصصي در زمينه ي انيميشن هست که مدتها بود ذهنم رو درگير به خودش کرده بود، مقاله ماهيت تخصصي زيادي داره، اما من سعي ميکنم اون رو ساده کنم و توضيحات رو به سادگي نقل کنم که شايد براي خواننده هاي علاقه مند هم قابل تصور و توجه باشه،
همه ي ما به نوعي از ديدن انيميشنهايي مثل Tom & Jerry لذت مي بريم، اگر بارها و بارها آنرا ببينيم باز هم جلوه هاي خاصي را به نوعي ديگر، از آن برداشت ميکنيم، چرا اين احساس در کارتونهاي کلاسيک مشابه ديگر در ما ايجاد نميشود، بله پذيرفتنيست که کارتونهايي نظير Bugs Bunny و يا Duffy Duck نيز بسيار جذاب هستند، اما با اينکه آنها داراي ديالوگ هستند و لوکيشنهاي متنوعتري نسبت به Tom & Jerry دارند، باز کمتر جهاني تر و ديدني تر جلوه ميکنند، شايد يکي از دلايل مهم اين موفقيت غير هدف نگري سياسي از جانب کارتوني مثل tom & Jerry باشد، اما به لحاظ فني امري جالب در آن وجود دارد که در حال حاظر شرکت Pixar آنرا بسيار گسترش داده و جذابيتهاي انيميشنهاي خود را بسيار بالاتر از رقباي خود کرده است...
بدین منظور احتیاج به مقدمه ای می باشد...
به صورت کلي در انيميشن اشيا به دو دسته ي Animate ها و InAnimate ها تقسيم ميشوند، اشيايي که بجز وزن و جاذبه و اصطکاک و انعطاف پذيري (Flexibility) قواعد ديگري بر آنها حکم فرما نيست، اشيا InAniamteمعرفي ميشوند، اشیایی که عملا جان داده می شوند و در واقع پویایی در آنها حاصل می گردد اشیا animate هستند، این اشیا به غیر از قواعد جاری فیزیک، دارای قوانینی هستند که میتواند روح به آنها بدمد... مجموع این قواعد، در بعضی از مقالات و کتابها، تا 28 قاعده نیز (آنهایی که من مطالعه نمودم) شمارده، و در بعضی دیگر 8 قاعده را معرفی نموده اند... (که اشکالی در این مورد نیست، فقط بعضی آنها را جور متفاوت تقسیم بندی نمودند)
شما میتوانید در این دو توپ (این دو با پسوند mov هستند که احتیاج به نرم افزار QuickTime دارند) نمونه ی ساده ای از اشیا Inanimate و Animate را مشاهده کنید که به صورت بسیار ساده، با تعداد کلید پایین و اغراق شده است.
توپ Inanimate
توپ animate
در تکنیکها و قواعد پیشرفته تر در انیمیشن، مبحثی وجود دارد که به فارسی شاید بتوان "ارث بری انسانی" آنرا ترجمه نمود، لغت لاتین آن "Anthropomorphism" میباشد. این بدان معناست که اشیا یا موجوداتی میتوانند حالاتی انسانی بگیرند، از دیرباز انسان به اشیا پیرامون خویش، مشخصاتی همانند خودش را متصور مینمود، اما مسلم است که در انیمیشن این امر میدانی بهتر برای تازاندن است.
این ارث بری آنقدر در انیمیشن رسوخ نموده که شاید بیننده متوجه نباشد که مثلا کاراکتر رو برویش یک پانداست، یا یک زنبور یا یک موش است، حتی یک راکت بیسبال یا توپ آن است، بله، نمونه های ذکر شده، در انیمیشن هایی مثل، Kung Fu Panda یا Ratatouille یا Anyone's can hero وجود دارند، از کاراکتر های قدیمی خودمان مثل Tom & Jerry و دیگران هم میتوان نمونه های بسیار زیبایی از Anthropomorphism اشاره نمود، اما واقعا یکی از دلایل مهم جذابیت tom & Jerry دو کارآخر Pixar در چیست؟
اگر شما Wall-E را ندیده باشید، حتما Ratatouille را دیدید یا حتی کارتونی مثل tom & Jerry، این کارتونها از نوعی خاص از ارث بری انسانی استفاده میکنند، که ماهیت اصلی خود را از دست نمیدهند و کارگردان میتواند، از خوی انسانی آنها، به حیوانی (یا حتی شی گونه بودنشان) کلید کند.
در دوکارآخر Pixar، این امر به زیبایی و به گونه ای تحول گرانه استفاده و پیشرفت داده شده است، کاراکتر های موش در Ratatouille ضمن آنکه حقیقتا اعمالی موش وار و حیوان گونه داشتند، کاراکتر هایی بودند که اگر چشم روی شمایل موش آنها میبستیم، به یک کاراکتری کامل و تیپی مشخص میرسیدیم و Brad Bird کارگردان این انیمیشن، از این مسئله به خوبی آگاه بود و توانست صحنه هایی بی نظیر از روابط یک موش و یک انسان خلق کند...
در انیمیشن Wall-E، پیکسار قدمی فراتر نهاد و ارث بری انسانی را در مسائلی کاملا انسانی مانند عشق، محبت و فداکاری، در موجود بی روحی مانند روبات قرار داد، و اینها در حالی بود که رباتها از ربات بودن خودشان جا نمیماندند و همانطور که یک ربات بودند، توانستند عشق را انسان گونه ابراز کنند. در انیمیشنهای زیبایی مثل پاندای کنگ فو کار، یا ، Bee movie کاراکترها به شدت خواص انسانی دارند و در حقیقت جلوه ی روحیات هر انسان، تبدیل به شکل مشابه حیوانی آن شده است، اما در Wall-E شخیصیتها همان رباتها هستندیا همان موشهایی که کثیفند، آشغال میخوردند و ... اما جایی که باید، شخصیت انسان گونه ی آنها نمایش داده میشود. این عدم تناقض برای حرکت کردن بین دو ماهیت، می تواند اثری جاودانه خلق کند،
در این روزهایی که انیمیشن گامهایی دگرگون ساز بر میدارند، انیمیشن ما به کجا میرود، خدا میداند...
بايد مينوشتم، مطالبي هم در ذهنم بود و هست که براي نوشتن اونها اولويتهايي هم در نظر گرفته بودم، اما بخاطر پست قبل که مربوط به کارگاهها ميشد، کمي بيشتر دست از نوشتن پست جديد نگه داشتم، چون از تعدادي از وبلاگها و دوستاني که سر زدم، جوابي نرسيد، و براي سوال دوستان در اين زمينه، نمي خواستم که با گذاشتن پست جديد از اهميت اون کم بشه، بهر حال هنوز پست قبلي به قوت خودش باقيه و هر کي سوالي در موردش داره مي تونه بپرسه، نمونه ي اصلي پوستر هم موجود هست، هم از من مي تونيد بگيريد، هم از حوزه ي هنري اصفهان هم من يه تعدادي به صدا وسيماي اصفهان (پل خواجو) دادم، اگر گذرتون خورد، ممکنه نصب کرده باشند، از خودشون پي گيري کنيد، در ضمن اين پوستر به طور وحشتناکي تند آماده شد، براي همين از کيفيت تصويري خوبي بر خوردار نيست، ولي به انداز ي کافي، به نظر من، گويا هست...
مطلب جديدي که مي خواهم در موردش بنويسم، مقاله اي تخصصي در زمينه ي انيميشن هست که مدتها بود ذهنم رو درگير به خودش کرده بود، مقاله ماهيت تخصصي زيادي داره، اما من سعي ميکنم اون رو ساده کنم و توضيحات رو به سادگي نقل کنم که شايد براي خواننده هاي علاقه مند هم قابل تصور و توجه باشه،
همه ي ما به نوعي از ديدن انيميشنهايي مثل Tom & Jerry لذت مي بريم، اگر بارها و بارها آنرا ببينيم باز هم جلوه هاي خاصي را به نوعي ديگر، از آن برداشت ميکنيم، چرا اين احساس در کارتونهاي کلاسيک مشابه ديگر در ما ايجاد نميشود، بله پذيرفتنيست که کارتونهايي نظير Bugs Bunny و يا Duffy Duck نيز بسيار جذاب هستند، اما با اينکه آنها داراي ديالوگ هستند و لوکيشنهاي متنوعتري نسبت به Tom & Jerry دارند، باز کمتر جهاني تر و ديدني تر جلوه ميکنند، شايد يکي از دلايل مهم اين موفقيت غير هدف نگري سياسي از جانب کارتوني مثل tom & Jerry باشد، اما به لحاظ فني امري جالب در آن وجود دارد که در حال حاظر شرکت Pixar آنرا بسيار گسترش داده و جذابيتهاي انيميشنهاي خود را بسيار بالاتر از رقباي خود کرده است...
بدین منظور احتیاج به مقدمه ای می باشد...
به صورت کلي در انيميشن اشيا به دو دسته ي Animate ها و InAnimate ها تقسيم ميشوند، اشيايي که بجز وزن و جاذبه و اصطکاک و انعطاف پذيري (Flexibility) قواعد ديگري بر آنها حکم فرما نيست، اشيا InAniamteمعرفي ميشوند، اشیایی که عملا جان داده می شوند و در واقع پویایی در آنها حاصل می گردد اشیا animate هستند، این اشیا به غیر از قواعد جاری فیزیک، دارای قوانینی هستند که میتواند روح به آنها بدمد... مجموع این قواعد، در بعضی از مقالات و کتابها، تا 28 قاعده نیز (آنهایی که من مطالعه نمودم) شمارده، و در بعضی دیگر 8 قاعده را معرفی نموده اند... (که اشکالی در این مورد نیست، فقط بعضی آنها را جور متفاوت تقسیم بندی نمودند)
شما میتوانید در این دو توپ (این دو با پسوند mov هستند که احتیاج به نرم افزار QuickTime دارند) نمونه ی ساده ای از اشیا Inanimate و Animate را مشاهده کنید که به صورت بسیار ساده، با تعداد کلید پایین و اغراق شده است.
توپ Inanimate
توپ animateدر تکنیکها و قواعد پیشرفته تر در انیمیشن، مبحثی وجود دارد که به فارسی شاید بتوان "ارث بری انسانی" آنرا ترجمه نمود، لغت لاتین آن "Anthropomorphism" میباشد. این بدان معناست که اشیا یا موجوداتی میتوانند حالاتی انسانی بگیرند، از دیرباز انسان به اشیا پیرامون خویش، مشخصاتی همانند خودش را متصور مینمود، اما مسلم است که در انیمیشن این امر میدانی بهتر برای تازاندن است.
این ارث بری آنقدر در انیمیشن رسوخ نموده که شاید بیننده متوجه نباشد که مثلا کاراکتر رو برویش یک پانداست، یا یک زنبور یا یک موش است، حتی یک راکت بیسبال یا توپ آن است، بله، نمونه های ذکر شده، در انیمیشن هایی مثل، Kung Fu Panda یا Ratatouille یا Anyone's can hero وجود دارند، از کاراکتر های قدیمی خودمان مثل Tom & Jerry و دیگران هم میتوان نمونه های بسیار زیبایی از Anthropomorphism اشاره نمود، اما واقعا یکی از دلایل مهم جذابیت tom & Jerry دو کارآخر Pixar در چیست؟
اگر شما Wall-E را ندیده باشید، حتما Ratatouille را دیدید یا حتی کارتونی مثل tom & Jerry، این کارتونها از نوعی خاص از ارث بری انسانی استفاده میکنند، که ماهیت اصلی خود را از دست نمیدهند و کارگردان میتواند، از خوی انسانی آنها، به حیوانی (یا حتی شی گونه بودنشان) کلید کند.
در دوکارآخر Pixar، این امر به زیبایی و به گونه ای تحول گرانه استفاده و پیشرفت داده شده است، کاراکتر های موش در Ratatouille ضمن آنکه حقیقتا اعمالی موش وار و حیوان گونه داشتند، کاراکتر هایی بودند که اگر چشم روی شمایل موش آنها میبستیم، به یک کاراکتری کامل و تیپی مشخص میرسیدیم و Brad Bird کارگردان این انیمیشن، از این مسئله به خوبی آگاه بود و توانست صحنه هایی بی نظیر از روابط یک موش و یک انسان خلق کند...
در انیمیشن Wall-E، پیکسار قدمی فراتر نهاد و ارث بری انسانی را در مسائلی کاملا انسانی مانند عشق، محبت و فداکاری، در موجود بی روحی مانند روبات قرار داد، و اینها در حالی بود که رباتها از ربات بودن خودشان جا نمیماندند و همانطور که یک ربات بودند، توانستند عشق را انسان گونه ابراز کنند. در انیمیشنهای زیبایی مثل پاندای کنگ فو کار، یا ، Bee movie کاراکترها به شدت خواص انسانی دارند و در حقیقت جلوه ی روحیات هر انسان، تبدیل به شکل مشابه حیوانی آن شده است، اما در Wall-E شخیصیتها همان رباتها هستندیا همان موشهایی که کثیفند، آشغال میخوردند و ... اما جایی که باید، شخصیت انسان گونه ی آنها نمایش داده میشود. این عدم تناقض برای حرکت کردن بین دو ماهیت، می تواند اثری جاودانه خلق کند،
در این روزهایی که انیمیشن گامهایی دگرگون ساز بر میدارند، انیمیشن ما به کجا میرود، خدا میداند...
+ نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 و ساعت
23:20 |

