سلام به همه ی دوستان و دشمنان.
در ماه آتی اینجانب بخاطر مشکلات مالی٬ اقدام به تمدید اینترنت خویش نکرده پس بروز کردن هامم میافته دست خدا٬ یعنی خدا را چه دیدید٬ شاید به این کارتهای زاقارت اینترنت راضی شدیم و مطلب بروز کردیم٬ شاید هم یکی دو روز دیگه سرمون رو گزوشتیم زمین و مردیم.
بهر حال چند مسیله... اول تبریک به مهندس جوان برای انتخاب شدن بلاگر و بلاگ نمونه مالزی از طرف شرکت...(!)
دوویم، ضمن تشکر از تحمل وبلاگ اینجانب که به صورت اعصاب و روان داغون کنی همچنان مشغول غر زدن به جون ملته،از همین جا اعلام میکنم که این مملکت امیدی بهش نیست... چون روزنامه ی کارگزاران رو چند روزه انداختم رو میزم و هر روز بهش نگاه میکنم و قش قش میخندم، البته به حال خودم و صد البته شما حضرات دانشجو، چون ستون بسیار زیبایی در صفحه ی اول این درازنامه( روزنامه سابق) وجود دارد با این تیتر:
در حاشیه تهمت ها و توهین های اخیر به دانشگاه و دانشجویان
که مثلا در دفاع از دانشگاه این ستون چاپیده شده است.
البته این تیتر باید این ریختی باشه:
در حاشیه تهمت ها و توهین های اخیر جامعه ی اخانید و شیوخ بدون مرز(!) به دانشگاه و دانشجویان
من نمی فهمم، چی جوری میشه مثلا درس سخت افزار یا شبکه رو اسلامی کرد!؟
خوب فک کردم و به این نتیجه رسیدم...
در کلاس سخت افزار:
کلاس درس روی زمین برگزار میشود، دانشجویان ذکور همه زیبا ریش و زیبا یقه اند و دانشجویان اوناث با چادر های سپید کمی انطرفتر جلوس کرده اند، صد البته بین این دو جنس جوان، پرده ای وجود دارد به ضخامت دو سانت.
منبع درسی، کتاب سخت افزار از نگاه اسلام تالیف ابو عین الله شیخ جعفر نژاد قمی (!). به دلیل استفاده از آیات قران در معماری های سخت افزار(!!!) این کتاب روی رحل قرار دارد!
استاد وارد کلاس میشود، همه با یک صلوات حضور استاد را گرامی میدارند.
استاد-بعد از یاد نام خدا و درود و صلوات بر روح پر فتوح و کسب اجازه از مقام و غیره و غیره، مبحث امروز رو از باب هفتم و در بحث معماری رم شروع میکنیم، صلوات ختم کنید... حالا آقای دانشجو بیایین پای تخته ( از نوع وایت بورد)
دانشجو- یا الله!!
دانشجویان مونث- بفرمایید ...
دانشجو به تخته می رسد.
استاد-لطفا در مورد انواع رم ابتدا توضیح دهید.
دانشجو- بسم ا....... در رمها سه نظزیه وجود دارد، رم از نگاه اسلام، رم از نگاه متفکران غرب زده و رم از دیدگاه بین الطرفین فی الوسایل الپی سی.
ادامهی این مناظره هم برا بعد.
Take Care
۱
صبح که می شود،
کاغذی سفید می کشم
بر روی جنازه ی شعرهایم...
از دیشب چند سال گذشته است،
که واژه هایم چنین پیر شده اند؟
...که نفسهایم در زیر سیگاری خاکستر شده اند؟
سالهاست که صندلی تو خالیست
اما فنجان چایی که نخورده بودی،
هنوز سرد نشده....
۲
نگاهش نکردی...
تا بالهای این پرنده جوانه زند
صدایش نکردی ....
تا نغمه های این پرنده رنگین کمان شود
رهايش کردي....
پرواز و آواز در قاب آسمان زنگ زد
پرنده سنگ شد.
اگر نگاهش می کردی...
اگر صدایش می کردی...
۳
بر درگاه سرخ وسوسه درنگ کن...
میوه ی ممنوعه که بیفتد تو هم افتاد ه ای! ....
پس بگذار از این وسوسه ی شیرین لبریز باشی..
بگذار همه ی سیبهای زمین طعم هبوط بدهند...
عطر شکوفه های سیب که ممنوع نیست
بگذار عاشقت بنامم...
۴
همسفر عقربه ها
فرسنگها و سنگها را در نوردیده ایم
بعد از عمری که زمان در انتظار ما ته نشین بود
...و پاهایمان ریشه در سنگ داشت ...
و اینک ،
چشم در چشم آرزوهایمان...
هر چند خسته
هر چند دلشکسته
*
دستهایمان زبانه می کشند و
خاکستر آرزوها بر پلکهایمان می نشیند...
سوار بر تندیس سنگی اسبی خاکستری،
به سالهای سکون وانتظار باز می گردیم....
اشعار: سعید سلیمانپور ارومی
آقایون و خانومهای عزیز... خیلی بحث لا یتچسبکی شده به نظر من، در این راستا حرف آقا شهرام رو گوش میدیم و رسما میریرم سر درسمون و این شعار رو پیشه میکنیم، یعنی بهتر بگم این حدیث رو شعارمون میکنیم:
اطلبوالعلم حتی بالسین...
علم را کسب کنید، حتی در چین.
اینکه این حدیث از کیه رو خودتون میدونید.
مالزی برای خیلی از ما بهتر از کشورهای غربیه،... به یکی از دوستام که عازم یکی از کشور های نئو نازی شده بود گفتم برات مهم نیست که هر روز همسایت بهت فحش بده، پس برو... این تو خیلی از کشور های اروپایی صادقه.. هممون می دونیم.
مالزی خویه چون فیلسوف هوا شو دوست داره.............................................................................
مالزی خوبه چون مهدی از MMU راضیه........................................................................................
مالزی خوبه چون میثم تو بدو ورودش هزارتا فامیل و دوست وبرادر از انواع نژادها پیدا کرد.......................
مالزی خوبه چون ندا می دونه دقیقا چی کار باید اونجا بکنه.............................................................
مالزی خوبه چون الهام خیلی زود با محیط ارتباط برقرار کرده............................................................
مالزی خوبه چون حامد و من رشته های مورد علاقمونو بدون قر و اطفار از نوع غربیش توش پیدا کردیم....
مالزی خوبه چون از بین n تا دانشجوی فرار کرده از سربازی و n تا دانشجوی بی هنر و بی علم و n تا دانشجویی که صرفا دارن وقت تو مالزی میگزرونن، n تا دانشجو هم هستند که که میدونن باید درس بخونن، معنای تحصیلات عالیه رو میدونن و قراره وقتی برگشتن عوض اینکه ادعای فارغ تحصیلی از دانشگاه سوربون و هاروارد و جورجیا بکنن تا پوز ملت رو به زمین نزدیک کنن، بگن که من از دانشگاه پوترا فارغ تحصیل شدم و پوز مردم رو در عمل کش بیارند...
بله آقا میثم، بله ندای عزیز، بله الهام خانوم، آقا سینا، مهدی جان، آقا امید رضا، فیلسوف گل، حتی گلناز مهربون و شما حامد خان و بقیه n تای دیگه،.... انتظار جامعه از ما در آینده ای خیلی نزدیک همین خواهد بود، اثبات میکنیم که انتخاب و هدف دزستی داشتیم.
پس یا علی....
ته نوشت! :
این مناظره هنوز وجود داره به نظر من، مسافران مالزی تموم نشدند، و تموم هم قرار نیست بشن... ما، شما، دوست خوبم آقای "حی"، راه رو بایدبرای همین مسافران آینده، روشنتر کنیم، وظیفمون اینه.
از همتون متشکرم.
خیلی از دوستای دیگمون هم هستند که نیومدند و کامنت نزاشتند.. اما حضور اونها، همونجایی که هستند، توی بلاگشون، توی دانشگاه، توی مالزی... کافیه.
آقا عرفان وبلاگ شما هم باز نمیشد! اما دانشگاه مالایا هم رنکینگ خیلی بالایی داره و هم از لحاظ کیفیت آموزشی از خیلی از دانشگاههای غربی سره، پذیرشش هم سخته...
Take Care