تبليغاتX
غرغرستان
 

  عمرتون صد شب یلدا

  دلتون قدٍ یه دریا

  توی این شب سرما

  یادتون همیشه با ما

  سلام. این یک پست نیست ... این تبریک یلدا ست..

  برامون دعا کنید وقتی با دندوناتون تخمه میشکنید و هندوونه های سرخ رو قارچ میزنید..

  فقط یه چیز که امشب یلدامون بدون ناصره٬ ناصر عبدالهی.
 

  درضمن .. الان که آخر پاییزه٬ دیگه میتونید برید جوجه هاتونو بشمارید.

+ نوشته شده توسط مصطفی در پنجشنبه سی ام آذر 1385 و ساعت 10:17 |
سلام به خواننده های تا الان نداشته ی عزیز...

امروزم انگار با دنده چپ بلند شدیم که هی غر بزنیم٬ گلایه کنیم... وای که چه عادت مزخرفیه من دارم.شمام تحمل میکنید چون حیلی باحالید.

  امروزم گلایم در مورد کارمه..انیمیشن و این نرم افزارهای انیمیشن که منو دیوونه کرده.
  توی یک فروم 3dیکی این رو نوشته بود :

                      اینجانب یه پسر بیست وپنج سالم که به 3d max , Maya , after Effect ,Combustion, Premier , match mover،و فلان و بیسار که به علت طولانی بودن لیست ازش چشم پوشی کردم، مسلط بوده و میخواهم از ایران فرار کنم.. کمکم کنید...

  ها، چیه خندتون گرفت.. از این ریخت آدما من شونصد تاشو دیدم...
  این آقا هم بزرگتر از ماست و احترامشون واجب ( نمیخواستم توی این بلاگ از اسمایل استفاده کنم اما نشد ) ولی چندتا ایراد به حرفشون وارده که بازم چون تعمیم داره باید بگم...
  چند تا تجربه در مورد کار و کار کردن در زمینه های نرم افزارهای بالاست..
  میدونید که انیمیشن یک تیم نیاز داره، یک تیم شامل سناریو نویس، طراح، Animator،Modeler، کارگردان ، آهنگ ساز ، Editor ، گوینده شاهد و اصلی ، Effector ، تدوین کننده و تیم باز بینی که معمولا ما نداریم.
  تمام این افراد با نرم افزارهای مربوط به کارشون کار میکنند که هر کدوم چه با ربط به هم و چه بی ربط بهم یه روند کامل استفاده دارند.
  دوستانی که من باهاشون هستم، از سالهای 64-65 دارند کار میکنند.. زمانی که هنوز کسی نمیدونست کامپیوتر چیه موقعی که من تو قنداقم داشتم پستونک میخوردم.. اون موقع هم نرم افزارا این ریختی نبود که هر کدومش یه دنیای کاملا متفاوت باشه، یکی از همین دوستان که کارگردان فنی ما هم بود ( البته بعدش خودم شدم ) ، هم کار 3D میکرد هم توی تدوین بود، از بس نرم افزار After Effect غول شد و اون باید به لحظه مشغول UpDate کردن خودش باشه که کار 3D رو طلاق داد . این دوستان من همراه با اساتیدی که از شرکت آموزشی کنیتکس که در ایران شعبه گرفته بود  تو سالای 68-69 ، اومدن بیرون و رفتن حور رو ناسیس کردند، با هم شروع کردند ولی نه تهران، اصفهان. 
  یا یه مثال دیگه ، یکی از دوستان من دستار فیلمبردار بود و نور پردازی میکرد و خواست بره تو کار تدوین و مثلما دنیای گنده ی After Effect، خوب از Premier شروع کرد . بعد از اونهمه کار که شاید خیلیهاتون پخش شده اونو دیدید و نزدیک به دو سال تجربه توی زمینه تدوین ( که به نظر من خیلی کمه ) هنوز مجوز شروع After Effect رو بهش ندادند. اونم توی یه شرکت حرفه ای.

  من در مورد سخت افزار های جانبی 3d animation حرف نمیزنم، میگم آقا میشه دستی یه کارایی کرد. ولی دیگه از ابزارهای جانبی چند میلیون تومانی تدوین نمیشه رد شد، تدوین بدون اونها و بدون آرشیو بزرگی از تصاویر غیر ممکنه. اگه نیست پس کارایی که میشه همش بازیه..
  و پروژه بستن، مخصوصا توی کار سه بعدی. سه بعدی یه ماشین یا یه کاراکتر یا هرچیز دیگه رو در اوردن خوبه ، اما کار نیست.. حتی ساده ترین کارها و شخصیتها ( نه اون چیزای خوشگل پر Face دوستان) وقتی به پروژه برسه، آدمو از کار 3d بیزار میکنه .. بقیش بماند.
  یه مطلب دیگه در مورد After Effect و Combustion. ما توی شرکت تصمیم گرفتیم فرمت Render هامونو عوض کنیم.. این فرمت هم با Combustion باز میشد. ما هی زدیم تو سر خودمون، هی زدیم تو سر کامپیوتر.. دیگه تسلیم بودیم که من یه روز CD نرم افزار Combustion رو از تو شرکت اووردم خونه و این حضرات بی CD شدند، فرداش کارگردان با اون قد رشید و یه ابرو بالا داده و چشمانی قرمز اومد جلو من و گفت : " چرا CD این combustion رو بردی...( با عصبانیت بخونید)" منم گفتم " بابا خودت دادی بهم..." من تو همون حالت هنگ بودم که یه دفعه گل از گلش شکفت و گفت:" خوب شد که بردی توی قحط Combustion راهی برا حضور این فرمت شایسته... به After Effect یافتیم".
  کسی که با این برنامه ها کار میکنه میدونه من چی میگم. اگر هم مشکل Particle تو After دارید، با نرم افزار ساده و قدرتمند Particle Illusion دهتای Combustion میشه Particle ساخت.
  از این قضیهه بد تر کار کردن همزمان MAX و Maya است.
  این دوتا ،دوتا برادرند که با هم پسر خالند.. بابا هیچ ربطی بهم ندارند

  از من بشما نصیحت که یا این یا اون. همزمانی تویشون فقط بیسوادی همراه داره. اگه فکر میکنید تواناییهای مورد نظر شما را Max نداره برید سراغ maya. که اون چیزایی که ما از 3d animation میخوایم، max از سرمون هم زیاده.
  
میدونم داغ کردید و احتمالا فحشم نثارم کردید ولی اینا به خدا واقیته..
یه چیز دیگه در مورد خارج رفتن حضرات. اول اینکه وقتی شما توی فرم شرکت ایکس کشور ایکس مینویسد که به این برنامه ها مسلطم.. اونا اینجوری می سنجند.
3d max        12000$
maya           13500$
 Cobustion    8500$
Match Mover   16000$
after Effect
      00000$ ( نمیدونم ولی پنج رقمیه )
Premier     0000$
photoShope 0000$
و
.
.
.
-------------------------
شونصد هزار دولار

آآآآآآآآآآآآآ   یارو غیر از اینکه پرفوسوره میلیاردرم هست.


همین.   این توی دنیای واقعی مثل درس خوندنه چون یه علم و آکادمیکه.
مثلا توی پزشکی، وقتی یه پزشک میگه من دو تا تخصص دارم یا داره خالی میبنده، یا دیپلم اون تخصصها رو داره یا یارو تو بیست و خورده ای سالگی تخصص اولشو گرفته. خوندنشو انترنیشو کار آموزیش رو اگه رو کله هم حساب کنی طرف الان بالا چهل و پنج سالشه.( واسه همین برای نخصص گرفتن پزشکها محدودیت سنی وجود داره.)
پس ترو بخدا حرفه ای فکر کنید نه تلمباری. یاد گرفتن عملی و درست و درمان یه نرم افزار، با پیش نیازهای اون و UpDate نگه داشتن، اونقدر همت میخواد که آدمو کچل میکنه. اندیشه ی علمی داشتن بکار مهمه..
  اینم ختم کلام، شامل حال هزاران علاقه مند سه بعدی و انیمیشن و مخصوصا MAX. توی اتوبوس دانشگاه بودم که یه دوستی اومد کنارم نشست و شروع کردیم از زمین زمان گفتن. این آقا مهندس و فارغ التحصیل الکترونیک بود و به دلیل عدم موفقیت صرفا مالی زده بود تو کار آموزش کامپیوتر. وقتی فهمید من انیماتورم و با Max کار میکنم گفت چرا تو این آموزشگاها یاد نمیدی. من از این ریخت دعوت به همکاریها زیاد داشتم. ولی چون این یکی منطقی بود بهش گفتم. سه دلیل اوردم که الان فقط یه دلیلش مهمه که بگم.
  گفتم من یه انیماتورم و انیمیشن یک علم و یک صنعته که نباید بهش نگاه عام کرد. و علاقه مندانی که میخوان تو این مسیر قدم بردارند فکر میکنند نشستن پشت کامپیوتر کافیه. این که با max آشنا بشن بسته. ولی این درست شبیه اینه که یکی بیاد به یه مهندس الکترونیک بگه که برای مهندس الکترونیک شدن شما به من کار کردن با اهم متر رو یاد بده. فرضا که یادم بگیره و فرضا که یه رادیو هم باهاش تعمیر کنه، آیا شخص مهندس الکترونیکه؟
 قضاوت با شما.....

تنها تلاش من در مورد آگاهی نسبت به امر ناچاری به سکوت بود.

ببخشید . از دفعه بعد کمتر غر میزنم. اگه هم سوالی در مورد انیمیشن دارید ، من خوشحال میشم که در خدمت باشم.
توی بلاگ هم سایتهای بدر بوخور در این زمینه لینک خواهم کرد.
فعلا

+ نوشته شده توسط مصطفی در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385 و ساعت 9:56 |
  سلام دوستان..

یه دفعه شد که بیام این مطلب رو بنویسم...

  من هنوز از خودم بیوگرافی نگفتم باشه بعد... فقط این مطلب رو مهم بود که بگم چون الان یکی از دوستانم تماس گرفت و این مطلب رو بمن گفت و چون این امر یکم زیاد تعمیم داره از عوض زدن sms به اون دوست بهتر دیدم این مطلب رو اینجا هم بنویسم..

  اول بگم که شغل من انیمیشنه و هفت هشت ساله که دارم کار میکنم و کارای زیادی پخش شده دارم و Source Software من هم 3Ds max.
  این دوست ما رشتش معماریه و دنبال یاد گرفتن max ، خوبه نه عالیه.. ولی یاد گرفتن و استفاده از max برای استفاده به غیر از انیمیشن و طراحی بازی های سه بعدی.. آقا از من یه عمر با این برنامه سر وکله زده بپرسید، اشتباهه.
  چند سال پیش یکی از دوستای من که مهندس مکانیک برای یاد گرفتن Max اومد پیش من.. یه چیزایی الکی یاد گرفت، حالا که نرم افزارهای مکانیک غول شدند، دیگه میکانیک ها max آدم حساب نمی کنند.
  در حالی که چند سال پیش خوابشم نمیدیدند. توی رشته ی بنایی اا ببخشید رشته عمران هم همین مسئله رخ داد. بخدا توی معماریم هست... حالا استاد میگه برو max یاد بگیر ولی تو چرا برا بردن زباله تا سر کوچه کنکورد روشن میکنی..( چه مثال ذاقارتی )
  من به همه عزیزان مخالف عرض میکنم که با نرم افزلر CAD هم میشه جنس مواد رو بسیار عالی در اورد. به خدا میشه.. حالا مثل max و maya و sinema 4D و light Wave و XSI و soft Image و غیره نیست... اما میشه.. کاراتونو سخت نکنید . اگر با CAD حال نمیکنید همین نرم افزار Google Sketch مفتی هم چیز خفنی.. اونم نه.. بابا جان این یکی دیگه از max هم قوی تره . یه کتابخانه کامل از اشیا و مبلمان داره و توی پک نرم افزاریش هم ... اصلا برید خودتون ببینید... در ضمن دانلودشم بکنید...

complete home 3D Design

حالا قضاوت با خودتون.

احتمالا از من در مورد کارم زیاد میشنوید.. چون من زندم چون یه انیماتورم.

+ نوشته شده توسط مصطفی در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 و ساعت 17:56 |

امروز یه ایمیل داشتم از سایت ایران انیمیشن که نوشته بود که مخواهیم تحریم نرافزاری ایران رو حذف کنیم. من راستش به درست یا نادرست بودن این ایمیل کاری ندارم٬ اما ما ایرانی ها واقعا از داشتن نرم افزارهای درست و درمان محرومیم. از حضور حقیقی دز سایتهای بدرد بخور محرومیم... دنیا ما رو به چشم یک بازار و یک خریدار گنده نگاه میکنه. فقط و فقط.

  من به شدت با قانون کپی رایت موافقم٬ حتی اگر مجبور به پرداخت هزینه ۱۲ هزار دلاری نرم افزار 3ds max یا به خاطره سپردن realflow و endorphin باشم. حتی به قیمت اینکه CD فروشهای ما شبه نمایشگاه ماشینیها شوند و در مغازشان مگس بپرانند و در آن فقط یکی دو جعبه شکیل و مامانی از یه بسته نرم افزاری فلان برنامه باشه.. این حق منه، حق برنامه نویسه و حتی حق CD فروش..

  ناراحتم زیاد.. وقتی میبینم که شرکت گوگل که ایران بزرگترین بازدید کننده خاور میانشه، سرویس CODE search ش رو برای کشور ما حذف میکنه، یا هنگام دانلود نرم افزار مجانی Google Sketch بهت این پیام رو میده که دسترسی در کشور شما مقدور نیست... نمونه دیگش، با یکی از کارمندهای شرکت پارس آنلاین صحبت میکردم و صحبت به محدودیت دانلود کاربرای ADSL شد، گفت چی کار کنیم، ایران رو برای دانلود محدود کردند. این درحالیه که ایران برای گذر یکی از خطوط فیبر نوری خودش، داره به ترکیه خروار خروار پول که چی بگم، چیزی شبیه رشوه میده. و این هم در حالیه که ایران مرز آبی بزرگی شمال و جنوبش رو گرفته.

  تا حالا شده تو سایتی رجیستر کنید، این سوال احمقانه است حتما کردید،... توی yahoo و google و msn حتما ایمیل دارد. در فیلد country چی زدید.. آیا ایران رو دیدید.. نه.

  همه دنیا ایران رو میشناسه... چرند میگن که غربیها فکر میکنن که ایرانی ها و بعضا عربها توی گند و لجن هستند، خودشونو تو رودخونه میشورند.. با شتر اینور اونور میرن.. نه، اونا دوست دارن اینطوری فکر کنن.. اونها بر خلاف ما که عاشق رشته های مهندسه و پزشکی هستیم و تا یکی رو میبینیم که لیسانس تاریخ داره بهش میخندیم، دیوونه رشته تاریخند اونم تاریخ HEART LAND تاریخ ما ها.
  اونا از دونستن چگونه بزرگ شدن ما بزرگ شدند.. ما رو عقب مینشونن تا تاریخ تکرار نشه..

  ولی اینم از اون چرخایی که به عقب بر نمیگرده..

  دیتا سنتر ملی خوبه، ولی نه برا جدا کردن داده های ایران از دنیا، نه برای کنترل بهتر سایتهای ایرانی.

  این مثل لجبازی پسرهای هم سن و سال خودم میمونه که برای رسیدن به هدفشون با پدرشون مبارزه میکنن.. اگه پدر ماشینشو نده بهش، میره با کلی قرض و وام یکی مخره و احساس میکنه که بر پدرش تسلط پیدا کرده ، این درحالیه که نمیبینه هنوز سر سفره باباش غذا میخوره..

اینم بگم که من خودم گواهی نامه هم ندارم چه برسه به ماشین.. این فقط مثال بود...

دیگه از تایپ کردن خسته شدم. تایپ فارسیم افتضاحه..

I love you.

Bye

+ نوشته شده توسط مصطفی در سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385 و ساعت 15:23 |

امروز قبل از نوشتن هر مطلبی یه لینک اضافه کردم که به درد خیلی هامون میخوره .. بازم از دوستان لینک میزارم .. هر کی هم که دوست داره بلینکمش کامنت بزاره....

این واسه الان تا بعد دانشگاه که میخوام برم سر اصل مطلب.

ولی خداییش دیشب خیلی حالم بد بود٬ کنترل احساساتم برام سخته بعضی وقتها..

پس فعلا . 

+ نوشته شده توسط مصطفی در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385 و ساعت 10:32 |
سلام و گذشتم .

  قبل از اینکه اولین مطلب رو بنویسم دوتا کار کردم..

  اول یه زندگی کوتاهی با گذشتم کردم و اراده ام رو برا نوشتن راسخ تر.. . و به دوستان سر زدم..بعضیاشون هنوز مینوشتند.. بیش از پیش و روشنگرانه تر از قبل بعضی رفتند با غم با برداشتن نفسشون از روی بلاگشون٬ دم اونو رو هم گرفتند...

  و دومین کاری که کردم٬ پسوردمو عوض کردم.. چون مسیر این بلاگ باید عوض میشد نه با Sorry ٬ بلکه با حضور کلید صحیح ورود به بلاگم.

  امشب خیلی سعی کردم که ننویسم.. اصلا این بلاگ در زمان تولدش فراموش شد. اما قلبم آکنده بود از نهفتن٬ بارکش احساسات افسار گسیخته ام که برا حضور دوستان نیافته لحظه شماری میکنه.

  همین..

  امشب میخواستم درد دل کنم٬ اما سخت قلبم اصرار به سر بسته بودن داره.. اما من اونو باز میکنم٬ همونطور که یکسال پیش تهدیدش کردم که بازش میکنم و کردم٬ 
 من یکسال روزی هفت کیلومتر خسته و کوفته٬ خودمو با اون راه میبردم تا آخر لب به سخن گشود...

  ضرر های روحی و جسمی سختی به من زد٬ اما الان دوباره سنگ شده.. من با شما بازش میکنم..

  اینجا خونه توئه... جای گله نیست..

  ---------------------------------------------------------------

  امشب با غصه و بی قصه می خوابم.. رومانی رو امروز تمام کردم.. شادم از سرانجامش و غصه دار از اینکه با اون زیستم... حالا برایم ورق هایی شده اند که خاطره برایم زده اند.. از زیستن با رابرت لنگدان و سوفی نوو در راز داوینچی...

  دعام کنید که در برابر احساساتم صبور باشم...

 

+ نوشته شده توسط مصطفی در یکشنبه بیست و ششم آذر 1385 و ساعت 22:22 |